جهت یاد آوری مجدد : لطفا برای یاری و حمایت از مادران عزادار در ایران فرم زیر را امضا کنید
تقاضا ی مادران عزادار از سازمان ملل برای ارسال هیئت جهت رسیدگی به پرونده زندانیان سیاسی
Tuesday, January 5, 2010
Eingestellt von
solidarity with mournful mothers in Iran / Cologne-Germanyگروه همبستگی با مادران عزدار ایران در کلن / آلمان
um
12:39 AM
0
Kommentare
جهت یاد آوری مجدد : لطفا برای یاری و حمایت از مادران عزادار در ایران فرم زیر را امضا کنید
تقاضا ی مادران عزادار از سازمان ملل برای ارسال هیئت جهت رسیدگی به پرونده زندانیان سیاسی
http://www.petitiononline.com/Iran2009/petition.html
To: UN secretary General Mr. Ban-ki moon
We, the supporter of "The Committee of Mourning Mothers of Iran", call upon UN secretary General Mr. Ban Ki-moon to immediately send a delegate to Iran to investigate, identify and prosecute those responsible for imprisonment, disappearance, torture and killing of our children.
Tomorrow will be late.
Prevent more crimes against humanity now.
Sincerely,
http://www.petitiononline.com/Iran2009/petition.html
Eingestellt von
solidarity with mournful mothers in Iran / Cologne-Germanyگروه همبستگی با مادران عزدار ایران در کلن / آلمان
um
12:23 AM
0
Kommentare
Sunday, January 3, 2010
گردهمآیی حامیان مادران عزادار در لس آنجلس دوم ژانویه 2010

در پاسخ به فراخوان عمومی برای افروختن زنجیره ای از شمع در شهرهای مختلف جهان در روز شنبه دوم ژانویه نیز در محل تجمع همیشگی حامیان مادران عزادار ایران در لس آنجلس گرد هم آمدیم تا با حضور خود در پوشش سیاه ضمن اعتراض به کشتارهای اخیر حکومت ایران همبستگی خود را با خانواده های شهدا، بازداشت شدگان و مفقود الاثرها به نمایش بگذاریم و به آن عزیزان نشان دهیم که در این شرایط تنگ و دشوار تنها نیستند. نه تنها قلب همه هموطنان با آنهاست بلکه بسیاری غیرایرانیان نیز از آنچه در ایران می گذرد متأثرند و با مردم آزاده ایران ابراز همدلی می کنند. ویدیو کلیپ زیر بخشی از این گردهمآیی را نشان می دهد
http://www.youtube.com/user/mournfulmothers#p/a/u/0/B-hvZCH7tO0
--------------------------
واگویه هایی با مادران عزادار و چشم انتظار / از سوفیا صدیق پور
خواهرم تو بگو کدامین آه ات را فریاد بکشم؟
تو که هنوز نمی توانی فراموش کنی درو شدن همسر و فرزندت را در سالهای دهه شصت؟ تو که هنوز داغدار جگر گوشه ات هستی که جلادان خیابان های خردادماه او را از تو ربودند؟ تو که هنوز در بهتی که چگونه دژخیمان در سیاهچال های زندان ها فرزند بی گناهت را زیر شکنجه درهم شکستند و همچنان بر اریکه قدرت سوارند؟ تو که هنوز ماهها و سالهاست از این مرجع به آن مرجع قضایی به دنبال عزیز گمشده ات می گردی؟... و اینک داغی دوباره را باید بر جان تحمل کنی به جرم عزاداریت در عاشورا؟
پروین عزیزم تو بگو کدامین آه ات را فریاد بکشم؟
تو که هر روز در جستجوی سهراب برای او لباس های تمیز همراهت می بردی که مبادا با لباس کثیف و پاره به خانه برگردد. تو که باید میان عکس صدها کشته به دنبال صورت سهرابت می گشتی؟ تو که عکس های پاره پاره شده فرزندت پاسخ دادخواهی ات بود و باز می گفتی که اگر خواستار شناسایی مسببین قتل جگر پاره ات هستی نه برای قصاص و انتقام است که تو آزارت به مورچه ای نمی تواند برسد
هاجر عزیزم تو بگو کدامین آه ات را فریاد بکشم؟
تو که صورت غرقه به خون ندایت سمبلی است که نه تو، دنیا نمی تواند فراموش کند؟ تو که برای گرفتن التیام به مزار دخترت می روی و می بینی که چگونه کور دلان حتی سنگ قبر او را نیز نمی توانند تحمل کنند و آنرا در شکسته اند؟ توکه نمک بر زخمت می پاشند با سیاه بازی های خود که قتل او را ساختگی قلمداد می کنند
فاطمه عزیزم تو بگو کدامین آه ات را فریاد بکشم؟
تو که یک پسرت در سینه خاک و یکی در کنج زندان؟ تو که جرم کیانوشت آن بود که در تظاهراتی بی خشونت سراغ رأی اش را گرفته بود و جرم کامرانت شرکت در مراسم بزرگداشت برادر جان باخته اش در دانشگاه؟ تو که بچه هایت را بدون پدر بزرگ کردی، دانشگاه فرستادی و امید داشتی به ثمر نشستن شان را ببینی؟
مهین عزیزم تو بگو کدامبن آه ات را فریاد بکشم؟
تو که حسینت را در شکنجه گاه زندان کشتند و از تو امضا گرفتند که اگر صدایت را بلند کنی عباست را هم که در چنگال دارند خواهند کشت؟
و اکرم عزیزم
تو که ده سال است به دنبال سعیدت هر مرجع قضایی را زیر پا گذاشته ای و جز جواب سربالا ، تحقیر و توهین و سوءاستفاده مالی پاسخی نگرفته ای؟
و حالا با آن همه زخم، چگونه فریاد کنم بیدادی را که روا میدارند به زنان و مادرانی که تنها جرمشان گسترش عدالت و پرهیز از خشونت است؟
منصوره شجاعی، شیوانظر آهاری،زهره تنکابنی، آذر منصوری، بهاره هدایت، نوشین عبادی، نسرین وزیری، سمیه رشیدی، مریم ضیاء، لیلا توسلی، آتیه یوسفی، مهین فهیمی، عاطفه نبوی، شبنم مددزاده، مهدیه گلرو، بدرالسادات مفیدی... خواهران عزیزم کدامین آه شما را فریاد بکشم؟ شما که برای دادخواهی عزیزانتان یا همدلی با مادران زجر کشیده با تنها سلاحتان، پرچم صلح، به میدان رفتید و حالا خود در گوشه زندان در بندید؟
اما در چه خیال خام اند آن سیه دلان؟ آیا به راستی باور دارند که می توان بیکران آسمانهایی را که جولانگاه بلندترین پروازهاست در کنج قفس گنجانید؟ آیا کورند تا ببینند که از هر تکه تکه سنگ قبر خرد شده ندا دهها ندا زاده می شود و از هر پاره پاره عکس سهراب دهها سهراب جان می گیرد؟
تا کی گمان می کنند می توانند با ترور، شکنجه زندانیان تا مرگ، رد شدن از روی تظاهر کنندگان با ماشین و یا پرتاب آنها از روی پل در مقابل خواست های حق طلبانه این ملت بیدار بایستند؟
اما عزیزانم بدان که تنها نیستید. گرچه دست ما کوتاه است که دستهای دردمندت را بفشاریم اما قلب های شما آنقدر بزرگ است که دنیا را لمس کرده تحت تأثیر قرار داده است
پیروزی با شماست حتی اگر امروز تلاش کنند آنرا زیر خروارها خاک مدفون کنند!
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 21:36 توسط پرتو نوری علا | نظر بدهید
Eingestellt von
solidarity with mournful mothers in Iran / Cologne-Germanyگروه همبستگی با مادران عزدار ایران در کلن / آلمان
um
11:46 PM
0
Kommentare
بیست و پنجمین هفته همبستگی با مادران عزادار ایران در شهر کلن
03 January2010
امروز یکشنبه 13 دی ماه در ساعت 11 صبح در یکروز برفی و سرمای 5 درجه زیر صفر زنان سیاه پوش کلن طبق روال همیشگی روبروی کلیسای دم تجمع کردند تا اعتراض خود به کشتار بی رحمانه جمهوری اسلامی ، زندان ، شکنجه و اعدام در ایران را محکوم کنند و ندای مادران باشند در خارج از کشور
خبر شرایط بحرانی ایران به همه دنیا رسیده و رهگذران با اوضاع ناهنجار و سرکوب های رژیم علیه مردم به خوبی آشنا بودند چند نفر از توریستهای ایتالیائی دوست داشتند کاری برای ما انجام دهند و خواهش کردند که به عنوان همدردی لحظاتی را در کنار ما بایستند و پلاکارت ها را به دست بگیرند
عده ای برای ما قهوه آوردند و به این شکل خود را در حرکت ما شریک کردند و احساسات خود را بیان نمودند

رهگذران دست خود را به علامت پیروزی بلند میکردند و برایمان آرزوی موفقیت داشتند این حمایت ها باعث دلگرمی ما میشود و کمتر سوز سرما را حس میکنیم

در پایان برنامه امروز نشستی داشتیم و در باره پیشنهاد جامعه حقوق بشر ایران در جنوب کالیفرنیا مبنی بر جمع آوری امضا و درخواست از جوامع بین المللی و حقوق بشر برای رسیدگی به دادخواهی مردم ایران صحبت کردیم و جواب مثبت به این فراخوان دادیم . ما صد درصد در حرکتهای افشاگری و درخواست کمک از تشکل های حقوق بشری بین المللی شرکت میکنیم
متن در خواست کمک را در زیر میتوانید بخوانید
Eingestellt von
solidarity with mournful mothers in Iran / Cologne-Germanyگروه همبستگی با مادران عزدار ایران در کلن / آلمان
um
4:45 PM
0
Kommentare
در خواست کمک از جامعه جهانی
در صورت تمایل به امضا این درخواست میتوانید با ای میل زیر به ما اطلاع دهید تا اسم شما و یا اسم گروه شما را به لیست اضافه کنیم
madaran09@googlemail.com
علیرغم هشدار سازمان عفو بین الملل و دیگر سازمان های حقوق بشر، در روزیکشنبه 27 دسامبر 2009، مردم جهان شاهد خشونت بارترین سرکوب های خونین تظاهر کنندگان درایران طی شش ماه گذشته بوده اند که ده ها کشته و زخمی به جای گذاشته است. اعمال اینگونه شیوه های غیرانسانی، و در پی آن دستگیری صدها نفر، نمونه ی آشکار نقض حقوق بشر درایران است. حکومت ایران باید بی
درنگ به این شیوه ها پایان دهد و حقوق مردم را محترم شمارد و کلیه دستگیر شدگان را آزاد نماید
فرجام خواهی از جامعه جهانی
پیش از آنکه فجایع بزرگ تری رخ دهد، جامعه جهانی باید به یاری مردم ایران بشتابد. ما بعنوان تشکل های حقوق بشری، برای متوقف کردن سرکوب های خونین و بی رحمانه توسط حکومت ایران به یاری مردم و دول جهان نیازمندیم تا باکار برد فشارهای سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی را وادار کنند که دست از اعمال خشونت علیه مردم خود بر دارد و به تعهدات قانونی خود عمل نماید.
درهمین راستا و بطور مشخص، ما از کشورهای جهان مصرانه درخواست می کنیم تا با فرا خواندن سفرای خود از ایران اعتراض خود را با خشونت های خونین جمهوری اسلامی نشان دهند. تنها فشارهای جهانی ممکن است مانع از بروز فجایع انسانی در ایران شود.
جامعه حقوق بشر ایران در جنوب کالیفرنیا
انجمن ایرانیان هلند
پلاتفرم تشکلهای پناهندگی ایرانی در هلند
شبکۀ فرهنگی ایرانیان در اروپا
تلاشگران جامعه بازـ المان
کمیته همبستگی با مادران داغدار (لندن
گروه همبستگی با مادران عزادار شهر کلن / آلمان
Eingestellt von
solidarity with mournful mothers in Iran / Cologne-Germanyگروه همبستگی با مادران عزدار ایران در کلن / آلمان
um
4:35 PM
0
Kommentare
همبستگی با "مادران عزادار"
• ایران | 03.01.2010
گزارش از رادیو دویچه وله
اکسیونهای برگزار شده به دور از گرایش سیاسی مشخص، و تنها در همدلی و همراهی با تمامی کسانی برگزار شد که «از ۷ ماه پیش در خيابانهای شهرهای ايران به تظاهرات مسالمتآميز میپردازند.» هدف آن است که جهانیان صدای مظلومیت مردم ایران را بشنوند و ایرانیان نیز بدانند که در مبارزه با استبداد و اختناق تنها نیستند.
در بسیاری از شهرهای آلمان و فرانسه و سوئد گروههای "مادران عزادار" شکل گرفته، که هدف اصلی خود را همبستگی با جمعیت "مادران عزادار" در ایران اعلام کردهاند. جمعیت یادشده با شرکت مادرانی تشکیل شده که در قتل فرزندان خود در جریان اعتراضات "جنبش سبز" به سوگ نشستهاند
در بسیاری از شهرهای آلمان و فرانسه و سوئد گروههای "مادران عزادار" شکل گرفته، که هدف اصلی خود را همبستگی با جمعیت "مادران عزادار" در ایران اعلام کردهاند. جمعیت یادشده با شرکت مادرانی تشکیل شده که در قتل فرزندان خود در جریان اعتراضات "جنبش سبز" به سوگ نشستهاند
Eingestellt von
solidarity with mournful mothers in Iran / Cologne-Germanyگروه همبستگی با مادران عزدار ایران در کلن / آلمان
um
1:43 PM
0
Kommentare
گزارشی از تجمع مادران عزادار در پارک لاله88/10/5
شنبه ۲ ژانویهٔ ۲۰۱۰
با پوزش از دوستان عزیزی که گزارش های ما را دنبال می کنند ، در هفته ای که گذشت به دلیل اختلالات اینترنتی نتوانستیم گزارش هفتگی را در وبلاگ درج کنیم وگزارش دو هفته با هم به اطلاع دوستان می رسد .
شنبه 5 دیماه مصادف با روز تاسوعا است و به نظر نمی رسد تعداد زیادی از مادران بتوانند به پارک بیایند ولی در ناباوری ماموران نیروی انتظامی و لباس شخصی درست ساعت 5 بعدازظهر تعداد زیادی از مادران دور آب نمای پارک لاله جمع می شوند ودر سکوت حرکت می کنند ، بلافاصله در حالی که به جمع مادران اضافه می شود اتوموبیل های پلیس اطراف را محاصره می کنند و بعد از یک دورکامل راهپیمایی آرام مادران راه را سد کرده و با احترام از مادران می خواهند که پارک را ترک کنند . یکی از ماموران پلیس می گوید سریع بروید تا لباس شخصی ها نیامده اند ، دلمان نمی خواهد آنها شما را اذیت کنند . مادری می گوید اگر به اعمال آنها انتقاد یا اعتراض دارید چرا مانع نمی شوید مامور پلیس در حالی که سر به زیر دارد می گوید نمی توانیم . لباس شخصی ها از راه می رسند جمع به بیرون از پارک هدایت می شوند بیرون پارک تقاطع آمیرآباد بلوار ، لباس شخصی ها شروع به تکرار اراجیف همیشگی خود می کنند جالب اینکه اصرار دارند که ما بسیجی هستیم و می گویند پلیس نمی تواند شما را متفرق کند ولی ما بسیجی ها می توانیم یکی از آنان می گوید نه ! ما نیروی خودسر هستیم و همه با هم می خندند و به مادران توهین می کنند
شنبه 5 دیماه مصادف با روز تاسوعا است و به نظر نمی رسد تعداد زیادی از مادران بتوانند به پارک بیایند ولی در ناباوری ماموران نیروی انتظامی و لباس شخصی درست ساعت 5 بعدازظهر تعداد زیادی از مادران دور آب نمای پارک لاله جمع می شوند ودر سکوت حرکت می کنند ، بلافاصله در حالی که به جمع مادران اضافه می شود اتوموبیل های پلیس اطراف را محاصره می کنند و بعد از یک دورکامل راهپیمایی آرام مادران راه را سد کرده و با احترام از مادران می خواهند که پارک را ترک کنند . یکی از ماموران پلیس می گوید سریع بروید تا لباس شخصی ها نیامده اند ، دلمان نمی خواهد آنها شما را اذیت کنند . مادری می گوید اگر به اعمال آنها انتقاد یا اعتراض دارید چرا مانع نمی شوید مامور پلیس در حالی که سر به زیر دارد می گوید نمی توانیم . لباس شخصی ها از راه می رسند جمع به بیرون از پارک هدایت می شوند بیرون پارک تقاطع آمیرآباد بلوار ، لباس شخصی ها شروع به تکرار اراجیف همیشگی خود می کنند جالب اینکه اصرار دارند که ما بسیجی هستیم و می گویند پلیس نمی تواند شما را متفرق کند ولی ما بسیجی ها می توانیم یکی از آنان می گوید نه ! ما نیروی خودسر هستیم و همه با هم می خندند و به مادران توهین می کنند
یکی از مادران می گوید برای ما فرقی نمی کند که شما کی هستید و از کجا آمده اید فقط یک لحظه فکر کنید چه کسی شما را به دنیا آورده و به این قد و قواره کرده ! این قدر قدرت خودتان را به رخ مادران نکشید خجالت بکشید و بروید
یکی از مادران تلفن می زند که ما یک گروه 30 نفره کنار آب نما هستیم و هیچ پلیسی هم نیست ولی دیگر به بقیه اجازه ورود به پارک را نمی دهند . گروهی از در اصلی پارک – بلوار کشاورز، می خواهند داخل شوند که مورد ضرب و شتم لباس شخصی ها قرار می گیرند و در نهایت سه گروه حدود 30 نفره نمی توانند به هم ملحق شوند وهمبستگی خود را با مادران عزادار و مادرانی که فرزند در بند دارند با یک دقیقه سکوت و تکرار خواسته هایشان اعلام کنند
شنبه 12 دیماه 88
طبق معمول تعدادی ازمادران زود تر از ساعت 5 بعدازظهر آمده اند و در گوشه و کنار پارک نشسته اند تا سر ساعت 5 به کنار آب نما بیایند . ساعت 5 بعدازظهر است در یک لحظه تعداد زیادی از مادران کنار هم قرار می گیرند و شروع به راه رفتن می کنند هیچ مامور و ماشین پلیسی نیست . از هر طرف مردم میایند که به جمع ملحق شوند ، سر و کله دو مامور پلیس و تعداد کمتری از لباس شخصی های همیشگی پیدا می شود ولی ساکت و آرام بدون کلام راه را بر مادران می بندند و مادران را از پارک خارج می کنند . تعداد مادران لحظه به لحظه بیشتر می شود ، تصمیم می گیرند در خیابان امیرآباد به صورتی آرام و بدون شعار راهپیمایی کنند ماموران لباس شخصی با فاصله ، مادران را تعقیب می کنند . همه مردمی که شاهد این صحنه ها هستند می دانند که مادران چه می خواهند و گاه با بوق های ممتد اتوموبیل شان مادران را همراهی می کنند
هفته هاست که نیروهای امنیتی چه لباس شخصی ، چه پلیس و چه خودسر به قول خودشان نمی گذارند ، تجمع آرام و صلح آمیز مادران عزادار برگزار شود ولی هر هفته مادران جدیدی شتابان به پارک لاله می آیند چرا که هر هفته تعداد دستگیری های جوانان و حتی مادران بیشتر می شود و پارک لاله و اطراف آن به میعادگاهی برای زنان و مادران دردمند تبدیل شده که به هم دلداری دهند و همدردی کنند ،که از هم کسب تجربه کنند و با هم تجدید میثاق کنند و برای آزادی زندانیان عقیدتی و محاکمه علنی و عادلانه آمران و عاملان کشتارهای فرزندان ملت تلاش کنند
ارسال شده توسط madarane azadar در ۲۱:۳۹
Eingestellt von
solidarity with mournful mothers in Iran / Cologne-Germanyگروه همبستگی با مادران عزدار ایران در کلن / آلمان
um
1:36 PM
0
Kommentare
Subscribe to:
Posts (Atom)
