Saturday, November 7, 2009

علیرغم برخوردهای وحشیانه نیروهای سرکوبگر مادران عزادار به اعتراضات خود ادامه دادند


پارک لاله

پارک لاله

پیک ایران/ شنبه ۱۶ آبان ۸۸ - فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : امروز شنبه 16 آبان مطابق هر شنبه مادران به نشانه اعتراض به حوادث خونین بعد از انتخابات از ساعت 17:00 شروع به تجمع در میدان آب نمای پارک لاله کردند راس ساعت 17:00 یک مامور نیروی انتظامی با 4 لباس شخصی به سراغ مادران آمدند و با لحن بسیار تندی به مادران گفتند سریعا متفرق شوید وگرنه با شما برخورد می شود اما مادران اعلام کردند این کار هر هفته ما است پارک مکان عمومی است و شما حق خارج کردن ما را ندارید. ماموران لباس شخصی با عربده کشی و برخوردهای غیر انسانی سعی در ارعاب مادران داشتند و فکر می کردند با این روش می توانند مادران را متفرق کنند.
همزمان دو اتومبیل نیروی انتظامی که از کلانتری 148 انقلاب اعزام شده بودند با 10 نیرو وارد شدند تا مادران را مرعوب کنند. اما مادران در سکوت راه پیمائی به دور میدان آب نما را شروع کردند. حدود 300 متر جلو رفتند که ماموران نیروی انتظامی جلو مادران صف کشیدند و آنها را مجبور کردند از مسیر دیگری حرکت کنند در حین حرکت ماموران لباس شخصی و نیروی انتظامی از جلو و پشت و حتی دو طرف مسیر حرکت می کردند و مادران را کنترل می کردند و حتی یک مامور لباس شخصی شروع به فیلمبرداری از جمعیت کرد.
مادران نیز از همدیگر تشکر می کردند که با آمدن هر هفته و نشان دادن اعتراض خود توانسته اند لرزه ای بر اندام حکومت بیاندازند ماموران با لحن بسیار تند و زننده ای مادران را به درب خیابان حجاب کشاندند و وقتی مادران به این حرکت آنها اعتراض کردند یکی از ماموران لباس شخصی با لحن تندی به مادران گفت وقتی فرمانی را اطاعت نمی کنید و حالیتان نیست هر چه بگوییم حقتان است حتی اگر لازم باشد کتکتان هم می زنیم .
در مقابل درب حجاب اتومبیل های نیروی انتظامی ایستاده بودند و مادران گفتند اگر این ماشین ها را برای گرفتن و انداختن ما در ماشین ها آورده اید تا این ماشین ها نروند ما همین جا می ایستیم که یکی از ماموران لباس شخصی قصد حمله به یکی از مادران را داشت و پای خود را به حالت لگد زدن به طرف یکی از مادران بالا برد و گفت سریع خارج شوید.
مادران بدون توجه به رفتار وحشیانه مامورین ولی فقیه از درب حجاب خارج شدند و وارد خیابان حجاب شدند و در حین راه پیمائی در خیابان دستان خود را به حالت پیروزی بالا بردند .ماموران مادران را به سه گروه تقسیم کردند و با دو گروه دیگر از مادران نیز چنین برخوردی کردند و آنها را از داخل پارک به بیرون هدایت کردند.
اما هر 3 گروه مادران دوباره در جلو پارک بهم پیوستند که جمعیت آنها در حدود 250 نفر تخمین زده می شد و در حالی که دستهای خود را به نشانه پیروزی بالا گرفته بودند سرود ای ایران را خواندند ماموران که به تنگ آمده بودند و دیگر کاری نمی توانستند انجام دهند با استفاده از اسپری فلفل سعی در متفرق کردن مادران داشتند.
علیرغم وحشیگریهای نیروی انتظامی و لباس شخصی برای ممانعت از انجام اعتراضات مادران ولی مادران این بار علاوه بر پارک حرکت اعتراضی خود را به خیابان کشاندند.
برگرفته از وبلاگ مادران عزادار در ایران
گرد هم آئی حامیان مادران عزادار ایران در لوس انجلس ، شنبه 30 اکتبر

در این گردهمایی جمعی ازاعضای کمپین یک میلیون امضا در کالیفرنیا نیز حضور
یافته همبستگی خود را با مادران عزادار ایران اعلام نمودند
با تشکر از این دوستان جوان که برخی از آنان از راههای بسیار دور
برای شرکت در این برنامه حضور به هم رساندند و با آرزوی اینکه این همبستگی خود گامی
باشد در جهت تحقق خواست های همه نیروهایی که در ایران خواستار عدالت هستند.

همچنین به اطلاع می رساند جمعی از شهروندان آزادیخواه
لوس آنجلس برآنند تا برای به نمایش گذاشتن همبستگی خود با مادران عزادار ایران هر
شنبه مسیری را با دوچرخه طی نموده به جمع حامیان مادران عزادار در محل
گردهماییهای هفتگی آنان بپیوندند

گردهمايي حاميان مادران عزادار ايران در لوس آنجلس

مادر محسنی در گذشت

• خانم فاطمه ملک (محسنی)، از مادران خاوران و قربانیان اعدام های سال ۶۷، سحرگاه روز جمعه ۱۵ آبان در شهر کلن چشم از جهان فرو بست ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ۱۶ آبان ۱٣٨٨ - ۷ نوامبر ۲۰۰۹


خانم فاطمه ملک (محسنی) سحرگاه روز جمعه ۱۵ آبان (ششم نوامبر) در شهر کلن درگذشت. وی در میان مادران و خانواده های زندانیان و جانباختگان سیاسی به «مادر محسنی» مشهور بود. این نام، یادگار سال های طولانی دربدری در برابر زندان های سیاسی دو رژیم پهلوی و اسلامی بود. او را هم زندانبانان و هم خانواده های زندانیان سیاسی، به نام فرزندانش، «مادر محسنی» صدا می کردند.
از سال ۱٣۵۰ رفت و آمد او در برابر زندان ها آغاز شد و در سال ۱٣۶۷ با اعدام کوچکترین فرزندش، پایان یافت.
در این سال های طولانی، او با مادران دیگر زندانیان سیاسی آشنا شد و درد مشترک، آن ها را به هم نزدیک کرد و پیوندی استوار بینشان ایجاد نمود. مادران زندانیان سیاسی، پیش از انقلاب به تدریج به جمعی تبدیل شدند که فعالیت هایی برای آزادی زندانیان سیاسی انجام می دادند. رسالت واقعی این مادران اما به سال های بعد از انقلاب موکول شد. زمانی که موج اعدام های پیاپی از راه رسید و فرزندان برومندشان یک به یک بر خاک افنادند، آن ها به پا خاستند. اوج جنایت ها در سال ۶۷ بود و فاجعه، دامن مادر محسنی را نیز گرفت. بیست و یک سال پیش، در روزی پاییزی، مردی از آن سوی سیم تلفن، خبر اعدام فرزند را به او اعلام کرد. کوچکترین پسر او، مجتبی محسنی، عضو جریان شانزده آذر سازمان فدائیان خلق ایران در اصفهان به جوخه ی اعدام سپرده شده بود. او که پیش از این، مرگ بزرگترین فرزند خود در سال ۵۷ را از سر گذرانده بود، به خیل مادرانی پیوست که به مادران خاوران و بازماندگان کشتار سال ۶۷ مشهور شده و برای دادخواهی فرزندان و عزیزان خود گام در راه سختی گذاشتند. مرگ کوچکترین فرزند، هر چند داغی التیام ناپذیر بر قلب او گذاشت، اما مصم ترش کرد که در راه همان آرمان هایی قدم بر دارد که فرزند خود را در راه آن از دست داده بود.
مادر محسنی در سال ۱٣۶۹ ایران و خاکی که دو فرزندش در آن خفته بودند را ترک کرد و به المان رفت. در نخستین سال های اقامت در خارج، همسر خود را از دست داد. تا آن زمان که سر پا بود، ارتباط خود با مادران خاوران و دیگر جانباختگان را حفظ کرد و در غم ها، شادی ها و تلاش های آن ها شریک شد. در خارج از کشور مسئولیت کمک های مالی به خانواده های قربانیان سیاسی را بر عهده گرفت و تا وقتی که بیماری او را از پای نیانداخت، دلسوزانه یار خانواده هایی که عزیزان خود را از دست داده بودند، باقی ماند.
خواست او برای دادخواهی و دانستن چگونگی مرگ فرزند، به عمر او وصال نداد. مادر محسنی با زخمی بر قلب که هرگز التیام نیافت و با آرزوی دادخواهی ای که بیست و یک سال با رویای آن زندگی کرد، چشم از جهان فرو بست.
مادران خاوران، مادران زجرکشیده ی بازمانده ی قتل عام های سیاسی حکومت اسلامی، یک به یک از میان می روند و آرزوی این دادخواهی را با خود به زیر خاک می برند. اما خواست عادلانه، شریف و انسانی آن ها پژواک و انعکاس خود را در میان نسل جوان و دلیر کشور ما یافته است و از دل های داغ دیده و چهاردیواری خانه های بازماندگان این قتل عام ها، گذر کرده و به یک خواست ملی تبدیل شده است.

اخبار روز، درگذشت مادر محسنی را به مادران خاوران، بستگان او و همه ی یارانی که او را مادر خود می دانستند، تسلیت می گوید

Thursday, November 5, 2009


چهار ماه بعد از كشته شدن ندا , مادر ندا و خانواده او از مليونها نفر در دنيا كه ياد ندا را به عنوان شهيد راه آزادي گرامي داشتند سپاسگزاري كردند
ندا آقاسلطان در روز 20 ژوئن 2009 در تهران كشته شد چند روز قبل سي ان ان با او مصاحبه ايي انجام داد

ندا سومين فرزند خانواده بود

هاجر رستمي , مادر ندا آقاسلطان بعد از چهار ماه از ناراحتي و دردي كه در اثر از دست دادن ندا احساس مي كند صحبت كرد. او از ميليونها مردمي كه در سرتاسر جهان ياد ندا را گرامي داشتند و به حمايت و ياد او راهپيمايي كردند , سپاسگزاري كرد

هاجر رستمي اضافه كرد كه قبل از اينكه ندا به نامي جهاني تبديل شود او دختري فعال و سرزنده بود كه هميشه براي هرچيزي جوابي داشت

ندا در 4 سالگي

او دختري بسيار دوست داشتني و مهربان بود و هيچگاه به دوستانش زور نمي گفت

ندا در 5 سالگي

هاجر رستمي : آخرين صحبت رو در روي ما در مورد اوضاع سياسي داخل ايران بود

ندا در 7 سالگی

تفريح مورد علاقه ندا ورزش بود و همچنين او حمام آفتاب گرفتن در استخر ناحيه شان را دوست داشت و آخرين غذايش هم غذاي محبوبش كباب تابه اي بود.

ندا در دوران دبستان

ندا عاشق پيانو بود و هميشه از برادر كوچكترش مي خواست كه نواختن پيانو را ياد بگيرد . درست چند روز قبل از كشته شدنش , پيانويي را كه قبلا خريده بود براي برادرش آورد

هاجر رستمي : برادر كوچك ندا , هر روز بعد از اينكه از سر كار به خانه بر مي گردد , به ياد ندا مي خواند و پيانو مي زند و اين چيزي است كه هر روز عصر ما را به دور هم گرد مي آورد

ندا از شوهرش طلاق گرفته بود و بعد از جدايي از شوهرش سعي كرد كه شغلي براي خود پيدا كند ولي تقريبا غير ممكن بود هر بار كه به مصاحبه ايي ميرفت يا فرم استخدامي را پر ميكرد احساس ميكرد به او به گونه ايي متفاوت نگاه مي كنند , پس تصميم گرفت كه در خانه بماند

ندا در تولد 24 سالگي اش

درست شب قبل ازكشته شدن ندا درخيابان هاي تهران , او از خوابي كه ديده بود براي مادرش گفت

ندا به مادرش گفته بود : در خواب جنگي را ديدم كه من در صف اول آن بودم

خانواده ندا ا ز محلي كه ندا كشته شده بود ديدن كردند . جايي كه ندا به قتل رسيد فقط 26 قدم تا ماشينش فاصله داشت

هاجر رستمي : شما نميدانيد چقدر سخت است وقتي به او فكر ميكنم خيلي سخت است صحبت در مورد او بسيار سخت است

آخرين هديه ندا به مادرش عطر بود. هديه تولدي كه مادرش را بسيار خوشحال كرده بود

مادر ندا هر جمعه بر سر فبر او مي رود


کمیته همبستگی با مادران جانباختگان در ایران (تورنتو / کانادا) نمایش میدهد

تریبون آزاد
کمیته همبستگی با مادران جانباختگان در ایران / تورنتو کانادا از علاقمندان برای شرکت در این برنامه دعوت میکند
گزارش تجمع خانواده های زندانیان سیاسی روبروی مجلس

خانواده زندانیان سیاسی از ساعت 11صبح دوشنبه 11 آبان در برابر مجلس شورای اسلامی تهران تجمع کردند. در این تجمع همسران، مادران، و فرزندان زندانیان سیاسی حضور داشتند.

به گزارش هرانا به نقل از سایت هم میهن ، خانوادههای زندانيان سياسی در سكوت و با در دست داشتن عكسهای عزيزان دربندشان اعتراض خود را نسبت به ادامه بازداشت فعالان سياسی اصلاحطلب و روزنامهنگاران در بند اعلام كردند.

بر روی برخی پلاکاردهایی که خانواده های زندانیان سیاسی در دست داشتند،علاوه بر عکس های بازداشت شدگان، مطالبی همچون: «قوه قضاییه مستقل کجا است؟» ، «آیا شرکت در دعای کمیل هم جرم است؟» ، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»و ... نوشته شده بود.

حضور نیروهای امنیتی و لباس شخصی در اطراف تجمع کنندگان بسیار پر رنگ بود. چند نفر از رهگذرانی که اقدام به گرفتن عکس و یا فیلم بوسیله موبایل از تجمع کردند توسط نیرو های امنیتی به مکان نامعلومی برده شدند.

در طول مدت تجمع فیلبرداری از مدرسه ای روبروی مجلس از تجمع کنندگان فیلم برداری می کرد. در انتها نیز یک مامور امنیتی از خانواده زندانیان سیاسی از زوایای مختلف عکس برداری کرد.

مهمترین خواسته و اعتراض خانواده های زندانیان، ادامه بازداشت های موقت، احکام سنگین، عدم برخورداری از وکیل مدافع و برگزاری دادگاه های مغایر با استانداردهای قضایی بود
.