Tuesday, December 1, 2009

زنان سبزپوش علیه نظامیان جوشن پوش 
به مناسبت روز جهانی مقابله با خشونت علیه زنان

عسل اخوان

25 نوامبر روزجهانی مبارزه با خشونت علیه زنان است، در مورد خشونت علیه زنان و در مذمت آن بسیار می توان گفت و نوشت و باید هم چنین کرد. چند نسل از فعالین حقوق زنان در ایران در این باب گفته و نوشته اند و علیه این پدیده به مبارزه برخاسته اند. نسل ما اما اکنون شاهد یکی از نادرترین موارد خشونت علیه زنان آن هم به علنی ترین شکل ممکن است: خشونت عمدی و آشکار پلیس و نیروهای نظامی یک دولت کودتاچی و مردسالار علیه زنان.
اگر تا دیروز زنان مظلومانه و در خفا با خشونت پدران و برادران و شوهران خویش مواجه بودند و از ترس آبرو دم بر نمی آوردند امروز اما آنها جلودار جنبش علیه دولتی هستند که مبارزات زنان و خشونت علنی ماموران دولتی علیه زنان مشروعیت و آبرویش را برای همیشه بر باد داده است حتی هیچ تقلب انتخاباتی ای نمی توانست به اندازه تصاویر منتشر شده از خشونت مامورین دولتی علیه زنان تظاهرات کننده مشروعیت دولت را زیر سوال ببرد ، حالا تصویر صورت خونی و چشمان بی فروغ ندا آقا سلطان را همهی دنیا دیده اند و خبر تجاوز به زنان در زندان را مردم جهان حتی در دور دست ترین نقاط دنیای اسلام به گوش شنیده اند.
پلیس و نیروهای وابسته به یک نهاد مشخص نظامی آگاهانه و از روی عمد زنان را آماج خشونت قرار می دهند، گویی نیروی سرکوب نیر متوجه شده که زنان امروز نیروی اصلی تحرک و تحول اجتماعی در ایران هستند. زنان بیش از هر نیروی دیگری در ایران برای مبارزه علیه بی عدالتی و استبداد انگیزه دارند. انها در جریان تحولات چند ماه اخیر ایران به خوبی انگیزه و توان خود را نشان داده اند.
حالا دیگر حاکمیت تنها با چند صد فعال شناخته شده حقوق زنان مواجه نیست بلکه این توده زنان ایرانی هستند که به طور خودجوش علیه تحقیر، استبداد و نابرابری برخاسته اند و دنیا را به تحسین واداشته اند.
آنچه در این چند ماه در ایران اتفاق افتاد به رغم تمام وجوه تلخ و جنبه های تراژیکش پایان رسمی دوران پرده نشینی زنان بود، زنان البته پیش از این نیز در بطن تحولات اجتماعی و سیاسی ایران حضور داشته اند اما در عین حال هرگز مطالباتی این چنین پرداخت شده و مشخص نداشته اند. حالا همه آنها که مدعی رهبری جنبش مردمی هستند ناچارند به صریح ترین بیان ممکن بر حقوق و مطالبات اولیه زنان تاکید کنند و صحه گذارند.
زنان در جنبش مردمی اخیر دیگر پرده نشین نیستند، انها سبزپوش به میدان آمده اند و حکومت نظامیان جوشن پوش را به چالش گرفته اند، نظامی گری در جامعه مردسالار عینیت خشونت و زن ستیزی است، نظامی گری محمل و سمبل نظام مردسالار است، توتالیتاریسم، نظامی مردسالار با ترتیب دادن مانورها و رژه های مردانه می کوشد مردسالاری را بر تمامی زوایای جامعه تحمیل کند، رژه نظامی برای حکومت توتالیتر مظهر قدرت نمایی است، در رژه موشکها،تانکها،هواپیما ها و نظامی ها اما زنان غایبند. نه در جایگاه فرماندهان و "مقامات لشکری و کشوری" از زنان خبری هست و نه در میان نظامیان. با این حال زنان در خیزش اخیر خود تمامیت زرادخانه نظامی گری و مردسالاری را به چالش گرفتند. حالا دیگر چند صد "زنان پلیس" برای سرکوب زنان کفایت نمی کنند از این رو مردان جوشن پوش خود وارد میدان شده اند تا تصویر مرد غول پیکری که باتوم به تن زنان جوان، پیر و میانسال، زنان چادر به سر یا بدون چادر می زند به یکی از تصاویر همیشگی تجمعات اعتراضی تبدیل شود.
به هر حال آنچه در این مرحله برای زنان مهم است این است که به رهبران و بدنه جنبش خاطر نشان کنند که دیگر خیال پرده نشینی ندارند، دیگر خواستهای زنان نباید قربانی هیچ مصلحت سنجی مردانه ای شود، زنان دیگر وسیله قدرت طلبی مردان نمی شوند، دیگر نمی توان با استدلالهای پوچی نظیر "اولویتهای مهمتر" زنان را از پیگیری حقوقشان منصرف کرد، برای زنان سبزپوش هیچ اولویتی مهمتر از تضمین حقوق برابر برای زنان وجود ندارد . زنان در هیچ مرحله ای از این جنبش نباید دست از بدیهی ترین حقوق و مطالبات خود بکشند. تجربه انقلاب 57 به ما زنان آموخته است که هیچ مصلحتی بالاتر از حقوق ما وجود ندارد.

پی نوشت:
*عنوان این مقاله را از نام کتاب مشهور فاطمه مرنیسی یعنی "زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش" وام گرفته ام


No comments:

Post a Comment